تبليغاتX
❤love of life❤
   

 


❤love of life❤ 

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


نويسنده



دوستان




لوگوي دوستان


كد جاوا :
 

چه خوش خیال است

چه خوش خیال است..!

فاصله را می گویم...

به خیالش تو را از من دور کرده...

نمی داند جایت اینجا امن است...

اینجا میان دلم...!



توسط: nazanin نوشته شده در: Wed 23 May 2012 ساعت: 9:35 PM
      |+|

دلتنگی

میدونی دلتنگی یعنی چی؟؟؟؟

دلتنگی یعنی اینکه: بشینی به خاطراتت با عشقت فکر کنی ...

اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ...

ولی چند لحظه بعد ...

شوری اشکهای لعنتی ، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند...


توسط: nazanin نوشته شده در: Sun 29 Apr 2012 ساعت: 11:4 PM
      |+|

یاد سهراب بخیر

یاد سهراب بخیر... آن سپهری که تا لحظه آخر میگفت باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست...اما نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست...


توسط: nazanin نوشته شده در: Wed 18 Apr 2012 ساعت: 10:53 AM
      |+|

تو بمون تا من بمیرم
چشمام از خاطره خیسه ، دلم از دلهره لبریز

 یادگاری می نویسم روی سنگ قبر پاییز

از غروبی که تو رفتی ، تا طلوعی که ندیدم

نه تو از خودت گذشتی ، نه من از خودم بریدم

خسته از ترانه ها و گریه های شاعرانت

آی خدا بهم بفهمون من کجای این جهانم

دل تنهاییمو بشکن ، چشمه لحظه هامو تر کن

من با گریه هام می سازم ، تو با بی خیالی سر کن

از همون روز تولد ، قلب من گوشه نشین شد

بگو عاشقت نبودم ، نگو قسمت ما این شد

دل نکندی از غرورت ، تو که دیدی من اسیرم

قصه این جوری تموم شد ، تو بمون تا من بمیرم


توسط: nazanin نوشته شده در: Fri 30 Mar 2012 ساعت: 7:5 PM
      |+|

تحويل نميگيرم سالي را که بدون تو تحويل شود...


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 19 Mar 2012 ساعت: 8:11 PM
      |+|

when u love some one

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی، فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی،حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی

خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو


توسط: nazanin نوشته شده در: Wed 14 Mar 2012 ساعت: 10:50 AM
      |+|

ساده نیست

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست

چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام

ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست

قلب تو پر بود از ماه و هزاران پنجره

ماه را از پشت یک دیوار دیدن ساده نیست

باز هم آمد بهار اما هوا افسرده است

آه از دست زمستان هم رهیدن ساده نیست

قلب من آتش گرفت از دوریت باران من

از دل این آتش سوزان پریدن ساده نیست

پادشاه قصر قلبم حکمران با شکوه

ساده دل دادم ولی این دل بریدن ساده نیست


توسط: nazanin نوشته شده در: Fri 9 Mar 2012 ساعت: 11:47 AM
      |+|

عشق من



توسط: nazanin نوشته شده در: Thu 8 Mar 2012 ساعت: 3:48 PM
      |+|

lonely

بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره
انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره
در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم
زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم
پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم
من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم
انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره
ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره


توسط: nazanin نوشته شده در: Thu 8 Mar 2012 ساعت: 2:59 PM
      |+|

عشق یعنی...

عشق يعني سر به دار آويختن،عشق يعني اشك حسرت ريختن،عشق يعني در جهان رسوا شدن،عشق يعني مست و بي پروا شدن،عشق يعني سوختن يا ساختن،عشق يعني زندگي را باختن،عشق يعني انتظار و انتظار،عشق يعني هرچه بيني عكس يار،عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن،عشق يعني لحظه هاي ناب ناب،عشق يعني لحظه هاي التهاب،عشق يعني شاعري دل سوخته،عشق يعني آتشي افروخته،عشق يعني با گلي گفتن سخن،عشق يعني خون لاله بر چمن،عشق يعني شعله بر خرمن زدن،عشق يعني رسم دل برهم زدن،عشق يعني يك تيمم،يك نماز،عشق يعني عالمي راز و نياز،عشق يعني همچو من شيدا شدن،عشق يعني قطره و دريا شدن،عشق يعني يك شقايق غرق خون،عشق يعني يك تبلور يك سرور،عشق يعني يك سلام و يك درود.


توسط: nazanin نوشته شده در: Thu 8 Mar 2012 ساعت: 2:43 PM
      |+|

دنیای ما

دنیای ما اندازه هم نیست،

             من عاشق گیتار و بارونم

             من روزها تا ظهر میخوابم

             من هر شبو تا صبح بیدارم...

 

     دنیای ما اندازه هم نیست،

             من خیلی وقتا ساکتم، سردم

             وقتی که میرم تو خودم شاید

             پاییز سال بعد برگردم...!

 

     دنیای ما اندازه هم نیست،

             می بوسمت اما نمی مونم

             تو دائم از آینده می پرسی

             من حال فردامم نمی دونم...

 

     تو فکر یه آغوش محکم باش

          آغوش این دیوونه محکم نیست

     صد بار گفتم باز یادت رفت

                دنیای ما اندازه هم نیست...!


توسط: nazanin نوشته شده در: Tue 6 Mar 2012 ساعت: 4:43 PM
      |+|

cry

همه مرا ... به خنده هاي باصدا مي شناسند ؛...
اين بالش بيچاره ، به گري
ه هاي بي صدا !


توسط: nazanin نوشته شده در: Wed 22 Feb 2012 ساعت: 1:40 PM
      |+|

I love U


توسط: nazanin نوشته شده در: Wed 22 Feb 2012 ساعت: 8:48 AM
      |+|

نگـــــــران نباش

" حــــال مـــن خـــــــوب اســت "

بــزرگ شـــده ام ...

دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم ...!

آمـوختــه ام

که این فـــاصــله ی کوتـــاه بین لبخند و اشک

نامش " زندگیست "

آمــوختــه ام

که دیگــر دلم برای " نبــودنـت " تنگ نشــــود

راســــــتی

دروغ گـــــفتن را نیــــــــز

خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام ...!

" حــــال مـــن خـــــــوب اســت "

خــــــوبِ خــــوب ...


توسط: nazanin نوشته شده در: Tue 21 Feb 2012 ساعت: 9:33 PM
      |+|

بخند

ادمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همینجاست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

 

شوخی کاغذی ماست بخند

 

فکر کن درد تو ارزشمند است

 

فکر کن گریه چه زیباست بخند

 

صبح فردا به شبت نیست که نیست

 

تازه انگار که فرداست بخند

 

راستی آنچه به یادت دادیم

 

پر زدن نیست که درجاست بخند

 

آدمک نغمه آغاز نخوان

 

به خدا آخر دنیاست بخند


توسط: nazanin نوشته شده در: Tue 21 Feb 2012 ساعت: 8:55 PM
      |+|

چقدر سخته
چقدر سخته تو چشمای یکی که جای عشق رو تو قلبت حک کرده و قالت گذاشته و رفته نگاه کنی.چقدر سخته تو چشای کسی نگاه کنی که وقتی میبینیش دوست داری زار زار گریه کنی اما وقتی جلوش می ایستی مجبور بشی لبخند بزنی چون میترسی بفهمه چی تو دلت میگذره.چقدر سخته نتونی حرفای دلت رو به کسی که فکر میکردی روزی دوست داره بزنی.چقدر سخته بخوای از توی باغ رویا های دلت یه گل بچینی و بهش هدیه بدی ولی بهت اجازه ندن.چقدر سخته اونی که بهت میگه دوستت دارم تو دلش یه چیز دیگه بگذره و با خودش بگه اینم که گذشت.چقدر سخته که به یکی دل ببندی و آخرش هم مجبورت کنن اونو بشکنی و فراموشش کنی.چقدر سخته موقعی که به کسی میگی دوستت دارم بخنده و بعدش بفهمی سرکار بودی و فقط واسه اینکه تو نفهمی لبخند زده و آخر اینکه چقدر سخته که آخرین گل رویاهای دلت رو بچینی و به کسی که دوستش نداری هدیه بدی .

 


 

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی هنوزم دوستش داری.چقدر سخته بخوای باهاش ساعت ها حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بهش بگی و چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوستش داری


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 7:21 PM
      |+|

نمیدونم چرا اینروزا انقدر دلم میگیره
با هر آهنگی که گوش میدم اشک تو چشمم جمع میشه
دلم با هر قصه ای که میشنوه میلرزه ، با هر کلامی که میشنوه خودشو میبازه،
چشام انگار صد ساله پشت سدش آب جمع کرده و الان میخواد سدو بشکنه و سیلش صورتمو غرق کنه
خیلی دلم گرفته ...


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 7:17 PM
      |+|

خدایا...
بابت آن روز
که سرت داد کشیدم متاسفم...!!!
من عصبانی بودم
برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 7:15 PM
      |+|

بر خاک بخواب "نازنین" تختی نیست
آواره شدن حکایت سختی نیست
از پاکی اشک های خود فهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیت


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 6:59 PM
      |+|

به من قول بده در تمامی سال هایی که باقی مانده، تا ابــــد ...مواظب خودت باشی!!
دیگر نیستم که یاد آوریت کنم


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 6:56 PM
      |+|

گاهی دوست دارم یقه ی زندگی رو بگیرم...زل بزنم تو چشماش...بهش بگم حرف حسابت چیه؟؟؟هان؟؟؟


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 6:56 PM
      |+|

بعضی وقتا اتفاقاتی تو زندگیت می‌افته که دلت می‌خواد خدا رو گیر بیاری، تو چشاش زل بزنی و بگی: خُب که چی مثلا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 6:54 PM
      |+|

حالــــم خوب است

امــــا...

دلــــم تنــــگ آن روزهایی شده که می توانستم از تــــه دل بخــــندم


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 6:53 PM
      |+|

توی دنیا دو تا نابینا می‌شناسم
یکی تو که هیچ موقع عشقم رو ندیدی
یکی من که کسی رو جز تو ندیدم


توسط: nazanin نوشته شده در: Mon 20 Feb 2012 ساعت: 6:52 PM
      |+|

why
آخه چرا؟؟؟

چرا دنیا بدین گونه ست؟چرا چشمان من دریاست       چرا این دل بیچارم همیشه بی کس و تنهاست؟

چرا این دل بیچارم نمیکند فراموشت؟                       چرا میخواهم من هنوز که راه یابم به آغوشت؟

کسی را دوست میدارم کاز من غافل است انگار         نداند ز فراق او شدم سرگشته و بیمار

تو را من دوست میدارم ز خود خواهی نمیبینی            پای درد دلای من تو یک بار هم نمیشینی

نمیدونم چرا اما نخواهی رفت از یادم                          هنوز در حسرت اینم به آغوش تو راه یابم

نمیدونم جرا اما .....جان دوستت دارم                        نمیدونم چرا اما شدی فانوس شب هایم


برای خوندن بقیه ی متن به ادامه ی مطلب بروید.

 


توسط: nazanin نوشته شده در: Sat 5 Feb 2011 ساعت: 9:25 PM
      |+|

نمیدانم چرا همیشه گریانم؟چرا این قدر پریشانم؟چرا وقتی تو را میبینم می لرزد دستانم؟چرا میریزد از چشمان سوزانم اشک چشمانم؟چرا سرگشته و حیرانم؟آخه تا کی به یاد تو می مانم.نمیدانم چند وقت در دلت مهمانم.همه شادی هایم را از تو میدانم .ای آرامش روح و روانم. هیچ وقت نمیگویم پشیمانم.چون تویی درمانم.چون تویی پایانم.چون تورا میخواهم.از خود نرنجانم.که بی تو ویرانم
توسط: nazanin نوشته شده در: Sat 5 Feb 2011 ساعت: 9:23 PM
      |+|

احساس
گاه آرزه میکنم ... کاش هرگز نمیدیدمت تا امروز غم ندیدنت را بخورم....کاش چشمان زیبایت به چشمانم خیره نمی شد تا امروز چشمان من به آن لحظه بهانه بگیرند و اشک بریزند.... کاش احساسم را به تو نگفته بوددم تا امروز به خودم نگویم آخی اون که میدونست چقدر دوستش دارم


نمی بخشمت.... بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی که برایم شکستی .... .. بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کرد...چی کار کنم دوستت دارم ولی تو هیچ وقت نمیفهمی


توسط: nazanin نوشته شده در: Sat 1 Jan 2011 ساعت: 2:14 PM
      |+|

I can not
دیگر نمیتوانم

دیگر نمی خواهم گریه کنم.صبر می کنم.چاره ای نیست.نمی توانم بگویم دوستش دارم.نمی توانم جلوی لرزش صدایم را بگیرم که چطور راز دلم را فاش می کند.باید صبر کرد.من تا آخر عمر ایستاده ام.شاید بیاید.شاید ببیند که من این همه وقت منتظرش بوده ام و نگاهی به من بیاندازد.دیگر نایی برای گریه ندارم.خسته ام.خیلی خسته.فقط ، فقط می خواهم بفهمد که دوستش دارم.نمی دانم چطور؟؟آیا قاصدک ها کمکم می کنند؟؟آیا پرنده ای است تا بتواند ندای عشق مرا به او برساند؟؟آیا شاپرکی هست تا بر شانه ی او بنشیند و در گوش او.....

دیگر حالی نمانده....

حتی توان نا امیدی هم در من فروکش کرده.اشکالی ندارد.سال ها هم که شده صبر می کنم.بالاخره می توانم با عکسش با یادش و با دیدارش کمی خود را کنترل کنم.


توسط: nazanin نوشته شده در: Fri 31 Dec 2010 ساعت: 10:10 PM
      |+|

our memories
یاد تو

همه گفتند فراموشش کن

و نمی دانستند

که به جزء یاد تو هر لحظه مرا

یاری نیست

هر که می دید غمم را می گفت

که دوایت گذر ایام است

لحظه و ساعت و روز

در پی هم رفتند

وفراموش شدند

عشقت اما در من

همچنان پابرجاست

هر که می گفت

دوایت گذر ایام است

کاش می دید که بعد از عمری

باز هم یاد تو در من باقیست

باز هم یاد تو در من گرم است

باز هم یاد تو در من خوب است

باز هم یاد تو رویای من است

باز هم یاد تو امید فردای من است


توسط: nazanin نوشته شده در: Tue 28 Dec 2010 ساعت: 3:25 PM
      |+|

دلتنگی


توسط: nazanin نوشته شده در: Tue 28 Dec 2010 ساعت: 3:22 PM
      |+|


Template By : www.TakTemp.com

 


loveoflife

nazanin

loveoflife

http://loveoflife.blogfa.com

❤love of life❤

❤love of life❤

❤love of life❤

this is for u
my love na.....

❤love of life❤

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog